محمد ربيع بن محمد ابراهيم
64
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
مىباشد و با آنكه بقيد علاقه سرش را بند كرده در محبت ثابتقدمش كردهاند دست برداشته به پنيت « 1 » كه به زبان سيامان محل صيد فيل را گويند آورده علاقه را بگردنش گذاشته بقيدش مياندازند چون به اين مكان رسانيدند و پاى خواهش را داخل حصارى كه زمين آنراگو « 2 » كردهاند ساخته فيلان ماده را از در ديگر بيرون و ابواب آمد و رفت را مسدود نموده در ميان آن حصار آن را تنها ساخته كمنداندازان كمند بر پا و دستش محكم ميسازند و اگر بسيار مست نيست در ميان صحرا كمنداندازان از چرم كمند ساخته در دست گرفته از روى فيلان بر دست و پا انداخته بر قوايم پنيت يا شكارگاه فيل و ستونها محكم بسته بعد از آن مهاوتان فيلان را از چهار طرف نزديك او رانده كمند بر گردنش انداخته از دو طرف آن كمند را بر گردن دو فيل ديگر بسته و فيل
--> ( 1 ) - در نسخه اصلى « سبيت » آمده است كه به پنيت ( Paniat ) كه در سيامى « محل شكار فيل » را گويند تصحيح گرديد . ( 2 ) - گو بمعنى كنده و گود كرده است ( فرهنگ دهخدا )